خرید بک لینک

اینطور که به نظر میرسد تاکید اکثر مردم بر بدن مادی و جسم انسان است، علت این امر قابل ادراک بودن بدن توسط حواسهای پنجگانه است. البته دیده نشدن چیزی به منزله وجود نداشتن آن نیست.

نکته قابل توجه این هست که در اکثر ادیان و طب سنتی ملل مختلف از کالبد روحی انسان نام برده شده.

از دیدگاه طب سنتی چینی اصول و اساس طب سوزنی و داروهای گیاهی بر پایه انرژی ناشناخته در بدن به اسم "چی" هست که ترکیبی از دو انرژی جدا نشدنی به نام "یین و یانگ" میباشد. مفاهیم انرژی "چی" مترادف با حیات، فعالیت، حرکت، آگاهی و جوهر زندگی میباشد. یین و یانگ مترادف با سردی و گرمی هستند که در طب سنتی ایران و یونانی هم استفاده شده. کاراکتر چینی "چی" شکل بسیار جالبی دارد از این لحاظ که از دو کلمه تشکیل شده است که مفهوم "بخار روی برنج" را میدهند، یعنی انرژی "چی" به این شکل تشبیه شده است.

از دیدگاه طب سنتی ایرانی از روح و "قوا" نام برده شده، قواهایی که امور مختلف را در بدن تنظیم و انجام میدهند، از جمله قوای هاضمه، قوای دافعه ، قوای جاذبه، و غیره. در واقع بر اساس این دیدگاه فعل و انفعالات درونی بدن توسط "قوای درونی" انجام میپذیرد و آنچه که ما به شکل "بدن انسان" میبینیم و حس میکنیم اسباب و وسایلی هستند که در اختیار این قوا قرار میگیرد جهت ارتباط با محیط مادّی و رشد، حفظ و تکامل انسان.

از دیدگاه هندیها ۷ لایه انرژی یا روح برای بدن تشخیص داده شده است که به نام چاکرا معروفند. هر کدام از این انرژیها با گروه خاصی از اخلاقیات و عادتهای زندگی در ارتباط است که در صورت نگهداری و پرورش منجر به تکامل و باز شدن چاکری ۷ آٔم در انسان میشود. از روح به منزله "آگاهی" هم یاد شده است.

از دیدگاه اسلام به این نکته اشاره شده است که انسان ترکیبی از ماده و روح است، یعنی کالبدی مادی که روح در آن دمیده شده است و تاکید بسیار برای اولویت قرار دادن و اصالت برای روح است، در کلّ انسان را به عنوان موجودی روحانی معرفی کرده و هدف نهایی رشد و ارتقا این روح برای رسیدن به درجات بالاتر است. روح انسان مایه حیات، آگاهی و تحرک او است.

از دیدگاه فلسفه و منطق افکار متفاوت است اما چند مساله جالب وجود دارد از جمله اینکه: اگر روح وجود ندارد پس لطفا این مساله را توضیح بدهید که ما ۲ بدن کاملا مشابه همدیگر را کنار هم میگذریم اما یکی مرده و دیگری زنده است، اگر روح وجود ندارد چنین امری چگونه ممکن است ؟ چه چیزی در یکی هست که در دیگری نیست؟ چه عاملی باعث تفاوت این دو است ؟ یکی جسم مرده و دیگری جسم زنده، چه چیزی باعث حیات او است ؟

دیگر اینکه انسان با تنفس هوا و خوردن و نوشیدن مواد بی جان زنده است، آیا از جسم بی جان موجود جاندار به وجود میاید ؟ البته که نه، چیزی که بیجان است چگونه میتواند چیزی را که خود ندارد به دیگری ببخشد ؟ اگر ماده بیجان دارای آگاهی و هوش بود الان میبایست پنیرهای باهوش یا گردوهای زبل داشته باشیم که از خود آثار حیات نشان بدهند.

پس ثابت شد و نتیجه میگیریم که:

روح وجود دارد.

بخشی از خود انسان و یا اصل انسان روح او است.

ارتباطی بین روح و آگاهی و تحرک وجود دارد.

برچسب: وجود روح از نظر علمی,وجود روح از دیدگاه قرآن,اثبات وجود روح از نظر علمی,اثبات وجود روح پس از مرگ,اثبات وجود روح از لحاظ علمی,وجود روح پس از مرگ, نویسنده: ابوالفضل توکلی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 7:05

صفحه بندی